خرید بک لینک

درباره سایت

دخترى با يک پاکت شماره

سلام.خوش اومدى.اينجا فقط حرفامو ميزنم.شايد هرازگاهى والپيپر و شعراى قشنگم بزارم محض خالى نبودن وب! تنها کارى که به عنوان دوست ازت ميخوام اينه:کامنت بزار و برو!

آخرین مطالب

امکانات وب

شطمودطسومطدوسطسودطسطدطسومطسومطسوفدطسودطسطسطسو...ها چيه?وب خودمه دلم ميخواد اين مدلى آپ کنم!

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1392 ساعت: 23:06

خـوابهـایـم را حـراج چشمـانـت

نگـاهـت را حـراج کـدامیـن دل کـرده ای ...

کـه بیـداری هـایـم بـه خـرج چشمـانـت نمـی رود !

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:33

جـمـعـه مثـل مـعـلـم سـخـت گیـریـسـت

کـه بـا خـودکـاری قـرمـز

روی دلتـنـگـی ...

تـشـدیـد مـی گـذارد !

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:33

نـاسـا

روزی اعـلام مـی کـنـد

کـره ی زمـیـن ...

بـدون تـو وجـود خـارجـی نـدارد !

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:33

از رفـتـن تـو

چـه حـادثـه ای تـاریـخـی تـر بـود

کـه هـیـچ تـقـویـمـی ...

روز نـبـودنـت را

ثـبـت نمـی کـنـد !

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:33

مـثـل کـوه

پـشـت تـو ایـستـاده ام ...

تـو بـبـوس

خـدا بـا مـن !

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:33

قـدش بـه عـشـق نمـی رسیـد

غـرور ام را زیـر پـا گـذاشـت ...

تـا بـرسـد !

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:33

شعـر هـم اگـر نـگـویـم

مـرا کـه هیـچ گلـی همنـامـم نیـسـت

و هیـچ خیـابـانـی بـه نـامـم ...

چگـونـه بـه یـاد خـواهـی آورد ؟!

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:33

بـه خـودم هـم حسـودی مـی کـنـم

وقـتـی یـادم مـی افـتـد ...

تـو

مـال مـنـی !

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:33

پـیـراهنـت را

از جلـو مـی پـوشـم

تـا مـرا ...

در آغـوش بـکشـد !

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:33

نـیـستـی

و مـن بـی بـوسـه ی تـو ...

عـزرائـیـل را بـه خـواب مـی بـیـنـم هـر شـب !

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1392 ساعت: 1:33

خواهر های گلم

خانومای محترممممممممم

جون مادرتون اگه لاغر هستین ساپورت نپوشین بابا شبا هی کابوس ملخ 2 پا میبینممممممممممم...

(موضوع بحث امروز منو سحر)

************************************

بچه که بودم زنگ زدم ۱۱۸ فوت کردم!

بعد خانومه گفت تلفن شما کنترل میشه بیب بیب بیب...!

داشتم سکته میزدم سریع قطع کردم

سیم تلفنم کشیدم

رفتم بیرون در خونه رو هم قفل کردم!

فقط کم مونده بود از کشور خارج بشم!! :))))))

نابغه ای واسه خودم بودما.....

************************************

معتاده به دختره متلک میگه :

چشاش بیشت !

صداش بیشت !

تیپش بیشت !

دختره برمیگرده میگه : گم شو آشغال !

معتاده میگه : انژباط شفر . . .

************************************

ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﺎﯾﻠﻨﺪ ، ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺑﺸﻪ ؛ ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ : Ticket Please
ﯾﺎﺭﻭ : ﭼﯽ ﭼﯽ ؟
ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ : Your Ticket
ﯾﺎﺭﻭ : ﻣﻦ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﯽ ﺍﻣﺎ ﻣﺤﺾ ﺍﺣﺘﯿﺎﻁ ﮐﺮﻩ ﺧﺮ . . . !
ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ : ﻫﻮﯼ ؛ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ ؟؟ ﺁﺷﻐﺎﻝ ، ﻋﻮﺿﯽ . . .
ﺷﺨﺺ ﺳﻮم : ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﭼﺮﺍ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ ؟ ﺧﻮﺑﯿﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻏﺮﯾﺒﻪ ! ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﺮﺳﺘﯿﻦ …
ﮐﻞ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ : ﺍﻟﻠﻬﻢ ﺻﻞ ﻋﻠﯽ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ محمد :D

************************************

از یه اسب می پرسن چرا هرکس تو رو می بینه سوارت میشه؟

اون اسب جواب نداد. سرشو انداخت پائین و هیچی نگفت.

می دونید چرا؟؟؟

.

.

.

.

.

چون اسب ها نمی تونن حرف بزنن!

نه واقعا انتظار داشتی اسبا حرف بزنن؟

لابد دانشجو هم هستی؟! :دی

************************************

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: جمعه 6 ارديبهشت 1392 ساعت: 13:03

پسر در حال دویدن...


زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه ؟؟؟؟؟؟؟؟چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی ؟؟؟؟؟، پاشو ؟؟؟؟! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
**************************

دختر در حال راه رفتن...

دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای...
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: جمعه 6 ارديبهشت 1392 ساعت: 13:03

مرسى از همتون که کامنت ميزارين ولى باور کنين من وقت اضافى ندارم والا ميومدم سر ميزدم به وبتون!شما ببخشين به بزرگى خودتون

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: جمعه 6 ارديبهشت 1392 ساعت: 12:42

سلام.صبح قشنگيه نه?!! فصل امتحاناتم که داره ميرسه و ما بايد بشينيم هى خر بزنيم آخرشم گند بزنيم! تازه من سمپاديم هستم!خدا خودش رحم کنه!خانم کيانى(معلم رياضيمون)تهديد کرده که اگه واقعا نخونين صد در صد مى افتين.اين معلمه هر وقت ميگه آسونه خيلى سخته چه برسه به اينکه...هوا خيلى خوبه کاش ميشد برم دوچرخه سوارى ولى درس دارم!هيچى ديگه ميشينم اونقد ميخونم جونم درآد!

برچسب: نویسنده: strange girl تاريخ: جمعه 6 ارديبهشت 1392 ساعت: 12:11

صفحه بندی